السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
304
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مىكند و قانونى وضع مىنمايد ، خودش به قانونى كه وى وضع كرده احترام مىگذارد تا به سبب آن هيچ كس با قانون مخالفت نكند . وجه هفتم ) شايد خداى تعالى يعقوب را به اين سجده فرمان داده بود و حكمتى پنهانى در آن وجود داشته كه غير از خدا كسى آن را نمىشناسد و همانطور كه خداوند ملائكه را به سجدهء آدم فرمان داد و فرمود : من چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد و يوسف ( ع ) به اين سجده راضى نبود ، ولى از آنها كه مىدانست كه خداوند يعقوب ( ع ) را به اين امر مأمور نموده ، سكوت نمود . حال مىگوئيم : اعمال انبياء ( ع ) احتياجى به اين تكلّفات ندارد ، چون عمل و قول پيامبر از روى هواى نفس نيست ، وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ، آن سجدهاى كه يوسف ( ع ) در خواب ديد نيز نوعى وحى بود ، چون خواب انبياء نيز نوعى وحى است و آنچه را كه يوسف در خواب ديد ، يعقوب در بيدارى برايش تعبير نمود ، همانطور كه رؤياى ابراهيم در ذبح فرزندش سبب وجوب آن ذبح براى او در بيدارى مىگرديد . پس خواه آن سجده براى يوسف بوده و يا سجده شكر بر يافتن او بوده و يا غير آن ، هيچ اشكالى بر آن وارد نيست ، چون سجده براى يوسف به امر الهى بوده ، در هر صورت سجده براى خدا محسوب مىشود ، زيرا در مقام امتثال امر او واقع شده ، همانطور كه از ميان همهء جهات به امر خدا رو به قبله سجده مىكنيم ، به هر جهت خداوند و رسول او و اهل بيت معصوم آن حضرت كه سلام خدا بر همهء آنان باد به حقايق داناترند .